تبليغاتX
فرياد ما در سكوت ماست



بالاخره نتیجه بازبینی هم مشخص شد ضمن سپاس از داوران بازبین برای گروههای حاضر در جشنواره آرزوی موفقیت دارم...

بخش رقابتي :

– نمايش : سربه ازاي سرنيزه – كار : سیداصغرسعادت از پارس آباد

 – نمايش : سوگ مهر – كار :غريب منوچهري از پارس آباد

- نمايش : دست هزار- غريب كار: مجيد واحديزاده از اردبيل

– نمايش : تبار خون – كارتوحيد معصومي از اردبيل

– نمايش :حكايت مرواريد - كار : صمد واحديزاده از اردبيل

– نمايش : مغزهاي كنسروي – كار : عباس بهبودي از اردبيل

بخش جنبي :

- نمايش : تبارتيره گون غبارو ترانه – كار : احمد مسرت از مشگين شهر

 –نمايش : شبهاي باراني -  كار : حسن سعيدي  از خلخال

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 17:25  توسط سيداصغر سعادت  | 



 بی نام ونشانیم یا ضامن آهو
 بی شوکت و شانیم یا ضامن آهو
 
از شان تو گوییم شوکت ز تو جوییم
نام از تو ستانیم یا ضامن آهو

حیران شد گانیم خسران زد گا نیم
جویای زمانیم یا ضامن آهو

دوریم ز رویت بگذار به کویت
یک چند بمانیم یا ضامن آهو

 داریم هوایت بگذار به پایت
اشکی بفشانیم یاضامن آهو

بگذار به خاکت تن را بفشا نیم
جان را برها نیم یا ضامن آهو

آورده به لب جان دل داده به طوفان
موج  حد ثانیم یا ضامن آهو  

سر بر سر دست است جان دل به تو به بسته است
خسته دل و جانیم یا ضامن آهو

سوزدل ما را بنشان بنشینیم
بنشین بنشا نم یا ضامن آهو

کاهی سرخاکی خاکی به مغاکی
بی نام و نشانیم یا ضامن آهو...............مولودت مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 11:15  توسط سيداصغر سعادت  | 




جناب آقای اصغر سعادت

به این وسیله موافقت خود را با اجرای بدون اهداف تجاری نمایشنامه "سر به ازای سرنیزه" در جشنواره استانی اردبیل در سال 88 اعلام می نمایم. بدیهی است اجرای عمومی اثر منوط موافقت جداگانه ای خواهد بود. بدیهی است حقوق معنوی نویسنده را با حفظ کلیت متن و پرهیز از هر گونه تغییر اثر رعایت خواهید کرد .


ناصح کامگاری / مرداد 1388


لازم میدانیم  بدینوسیله مراتب قدردانی خود را از جناب آقای کامگاری اعلام بداریم .
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 11:34  توسط سيداصغر سعادت  | 



نمایشنامه سر به ازای سرنیزه عنوان متنی از ناصح کامکاری است.این متن توسط گروه تئاتر فریاد برای شرکت در جشنواره استانی اردبیل ارسال شده بود که از مرحله بازخوانی قبول و به مرحله بازبینی راه یافت.

این نمایشنامه دارای داستانی جذاب می باشدکه نویسنده خواسته توسط دو سرباز انتقاد خود را از جنگ اعلام کند.بازی نقش سرباز دوم به عهده دوست هنرمندم مهدی شیری که از بازیگران توانمند استان میباشد خواهد بود.و بازی نقش سرباز اول و کارگردان این نمایش به عهده اینجانب خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 12:44  توسط سيداصغر سعادت  | 



  می خواهم ...

توان آن داشته باشم که ادامه دهم ,

از نو آغاز کنم ,اگر زمانه بر مرادم نگشت .

زیبایی را ببینم ,هنگامی که دیگران ناتوان از دیدن آنند .

می خواهم ...

امید رویایی نو داشته باشم و شکیبا ,

تا رویایم همچنان ادامه یابد .

فرصتی بیابم تا به آن دست یابم ,

و خردمند آن گونه که به آینده چشم داشته باشم .

                                                                          

                                                                       « دونا ویلند »

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 16:14  توسط سيداصغر سعادت  | 



زندگی سرشار از شوراست,

پاره ای از آن باش.

زندگی آمیخته به تلاش است,

با آن آغاز کن.

زندگی با اندوه همراه است,

درد از آن بزدای.

زندگی با شادی همراه است,

احساسش کن,دریابش و تقسیم اش کن,

زندگی بسته به آرمانهایی است,

بکوش تا به والاترینشان برسی.

زندگی مقصدی را می جوید,

کاشف  آن باش.

«جونیوان»

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 16:38  توسط سيداصغر سعادت  | 



 

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

سایه دانه به رنگ چشم هایت

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

سیب با یاد تردیه گونه هایت

سکه با یاد درخشش قلبت

سیر با یاد تندی کلامت

اي کاش هر روزمان نو روز باشد تا نو شويم خودمان ، انديشه هايمان و عشقمان به همه زيبايي ها. سال نو مبارک

گروه تئاتر فریاد سال پرباری را برای هنرمندان تئاتر آرزومند است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 23:41  توسط سيداصغر سعادت  | 



نمایشنامه " اسید " به کارگردانی و بازیگری سید اصغر سعادت در مجتمع فرهنگی آراز در ساعت 10 صبح  28 آذرماه 87 به روی صحنه رفت. این نمایشنامه که کاری از گروه تئاتر فریاد در شهرستان پارس آباد است در قالب چهاردهمین جشنواره تئاتر منطقه ای مغان که با شرکت گروههای نمایشی از شهرستانهای اردبیل ، خلخال ، گرمی ، بیله سوار ، مشگین شهر و پارس آباد برگزار می شود انجام گرفت. نمایشنامه " اسید " که نوشته امیر دژاکام می باشد با هنرمندی قابل ستودنی هنرمند عزیز شهرمان آقای سعادت اجرا شد. حاضرین از نحوه اجرا و بازیگری آقای سعادت بهت زده شدند . این جوان شایسته پارس آبادی بسیار زیبا درخشید.

نمایشنامه "اسید" به بازخوانی زندگی یک جوان غوطه ور در مسایل و مشکلات جوانی و زندگی روزمره ی می پردازد که تصادفا به دلیل عشق و علاقه ای که داشته به خطرناکترین رفتار ممکن در خصوص یک انسان مورد علاقه اش  دست یازیده است و اکنون بارگناهی را که بر دوش گرفته در صدد تقسیم با دیگران ، بخصوص با روابط انسانی حاکم بر جامعه بشری می باشد. این جوان در ابتدای صحنه با بازیگری و هنرمندی قابل تقدیر آقای اصغر سعادت از من و وجود جسمانی خویش خارج می شود و در طول نمایشنامه از یک " باید " و " ادامه بده " که نماد الزام و اجبار در هنجارهای بشری است رنج می برد و قصد دارد خویشتن خویش را با نرم ها و هنجارهای کلیشه ای این صدا که مرتبا در صحنه شنیده می شود هماهنگی نماید. این جوان به چراهایی می اندیشد که پاسخ مناسبی برای آنها پیدا نمی نماید و بشریت را بخاطر تمام گناهان خودش مقصر می شناسد.

شهرام محرابی مشاور کارگردان ، کیکاوس پوراصغر طراح لباس ، سعید فتاحی دستیار کارگردان و نور و مهدی شیری دراماتورژی نمایشنامه را بعهده داشتند. موسیقی صحنه را بهرام رجبعلی زاده اجرا کرد. طراحی صحنه بصورت گروهی بوده است. آقای جابر انوری زاده مسئولیت اجرای نور و شهریار شکاری کار آفیش و بروشور را بعهده داشتند. گروه تئاتر فریاد از اداره ارشاد و موسسه مهر ، هفت برگ سبلان و مداد رنگی و داوران جشنواره تقدیر و تشکر کرده است

 

 

                                                                      منبع:http://www.moghanaras.com/

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 22:33  توسط سيداصغر سعادت  | 



 

ضمن عرض پوزش از دوستان به دليل دير سر زدنم به وبلاگ

حدود يك ماه بود كه درگير مجموعه تله تئاتر سالكان به كارگرداني آقاي مجيد واحدي زاده بودم اين مجموعه در 30 قسمت براي شبكه يك سيما توليد شد كه هم اكنون مراحل تدوين را سپري مي كند اينجانب نيز يكي از بازيگران مجموعه فوق بودم ، از چيزهايي كه در اين مجموعه ياد گرفتم به آقاي واحدي زاده مديونم

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 21:32  توسط سيداصغر سعادت  | 



 

بعد از مرحله بازخواني و بازبيني از بين 17 نمايش ، نمايش اسيد به بخش مسابقه ي چهاردهمين جشنواره تئاتر منطقه اي مغان راه يافت در اين جشنواره گروه هايي از تمامي شهرستان حضور دارند از جمله پارساباد ، اردبيل ، خلخال ، گرمي ، مشگين ، بيله سوار و نير »

نمايش اسيد تك پرسوناژي بوده و با بازي و كارگرداني آن توسط اصغر سعادت مي باشد . موسسه فرهنگي هنري مهر  و دوستان عزيزم شهرام ،  ، مهدي ، سعيد ، محسن ، شهريار  و ساير دوستان با اين گروه همكاري صميمانه داشتند لازم به ذكر است كه اين نمايش روز پنجشنبه 28/9/87 رأس ساعت 10 صبح در مجتمع فرهنگي هنري آراز به اجرا در خواهد آمد .

توسط كاتارو

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 21:32  توسط سيداصغر سعادت  | 



خبر

امسال چهاردهمین جشنواره ی تئاتر مغان با حضور گروه های شهرستان پارس اباد و همچنین گروه های نمایشی استان برگزار خواهد شد. متون ارسالی به دبیرخانه ی جشنواره در مرحله ی بازخوانی قرار دارد.

گروه فریاد از پارس آباد امسال نیز با نمایش (اسید) نوشته ی امیر دژاکام و به کارگردانی سید اصغر سعادت در این جشنواره حضور خواهد داشت . لازم به ذکر است این نمایش تک پرسناژ ی بوده که به احتمال قوی بازیگر این نمایش اصغر سعادت خواهد بود .

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 20:19  توسط سيداصغر سعادت  | 



تئاتر چيست؟ آيا به سادگي مي‌توان آن را تعريف كرد؟ براي پاسخ به اين سؤال كه تئاتر چيست؟ تئاتر را به اعتبار كاركردش و ارزش آن مي‌توان بررسي كرد. تحقيق فلسفي در ماهيت تئاتر پاسخ به اين دو سؤال اساسي است:
1ـ صفات ممي‍ّزه تئاتر چيست؟
2ـ چگونه با ديگر انواع هنر، تفاوت پيدا مي‌كند؟

ت
به اين سؤالات هر نسلي ترجيح داده در هر عصري به طريق خاص خود پاسخ گويد. چرا كه تئاتر پديده پيچيده‌اي است كه وجوه مختلف آن، به اقتضاي دوره‌هاي مختلف تاريخي مورد توجه قرار مي‌گيرد. ما نمي‌خواهيم تئاتر را تعريف كنيم، بلكه فقط نشانه‌هاي آن را پيگيري مي‌كنيم تا به «شناخت» برسيم. عمدتاً اين تصور وجود دارد كه تئاتر «بازنمايي / Representation» چيزي است. بازنمايي دنياي مادي، روحاني، رواني يا اجتماعي از چيزي. اين نكته به خودي خود بديهي است. پس با اين تعبير تئاتر به يك لحاظ بازنمايي زندگي است. اگر چنين باشد، تأثير مردم در اين زندگي، محوري است. از سويي ديگر، ما مي‌دانيم كه تئاتر تنها هنري است كه بدون «مخاطب» نام هنر را نمي‌توان به آن اطلاق كرد. تأثير «مخاطب» در تئاتر دقيقاً به اندازة مفهوم «زيبايي‌شناسانه» مؤثر و مه‍ّم‌ است. ديدگاه دكتر «ساموئل جانسون» در كتاب «زندگي گري / Life of Gray» در مورد ادبيات، نزديك به اين ديدگاه دربارة تئاتر است. جانسون مي‌نويسد:
«من با شادماني موافقتم را با خوانندة معمولي اعلام مي‌كنم، زيرا سرانجام عقل سليم خوانندگان است كه به دور از شائبة تعص‍ّبات ادبي با آن‌همه ظرافتهاي نكته‌بينانه و جزم‌انديشي عل‍ّامه‌وار، بايد براي افتخارات ادبي حكم صادر كند.»
امروزه و در اين خط‍ّه آگاهانه و ناآگاهانه، تئاتر را از مردم دور كرده‌اند. گاه، رندانه نمايش را به جاي تئاتر غالب و با دست‌آويز قرار دادن مخاطب كيفيت تئاتر را قرباني كرده‌اند. تئاتر نيازمند مخاطب است، اما نه به هر قيمتي. تئاتر اگر مترادف فرهنگ باشد نبايد به «شعور» مخاطب بي‌توجه بماند. مد‌ّعيان روشن‌فكري تئاتر ايران، با شكل تئاتر «سرگرمي‌ساز / Entertaining Play» به ظاهر، مخالفت مي‌كنند و آن را آفت تئاتر و تعقل مخاطب مي‌دانند. در حالي كه خود آثار «خيال‌پردازانه / Autonomous Play» را كه فاصله زيادي با سرگرمي‌ساز ندارد به صحنه مي‌كشند، اين قيمت گزاف را به اين جهت مي‌پردازند كه مخاطب داشته باشند. يا آن‌قدر از مخاطب فاصله مي‌گيرند كه حتي خواص هم نمي‌فهمند چه چيزي را ديده‌اند. اين افراط و تفريط ب‍َد‌َل به وبايي براي تئاتر اين م‍ِلك شده است. چرا؟ براي پاسخ به اين چرايي از هر منظري جوابي هست. اما كمتر به بطن واقعه، عنايت مي‌كنيم و آن ذات تئاتر است. ذات تئاتر با «عقل» و «احساس» مخاطب رو در روست. اما وضعيت ما، در اين مقطع مكان و زمان بالضروره تراژيك است. تمامي افرادي كه به هر شكلي در دايره تئاتر مشغول‌اند در وضعيت نابه‌هنجاري زندگي مي‌كنند. اگر خانواده تئاتري ما بر اين وضعيت آگاه شود، دچار تشويش و اضطراب خواهد شد. اما بنا به هر دليلي، ما اين تشويش و اضطراب را از خود دريغ مي‌كنيم. اين اضطراب مقد‌ّس آغاز آگاهي است. آگاهي از پي «ديدگاه» حاصل مي‌شود. انسان آگاه، آرامش ندارد. بدون تعص‍ّب و پيش‌داوري به وضعيت تئاتري امروز توجه كنيم. نظام آموزشي ما چه تناسبي با دنياي امروز دارد؟ اين سامانه، چه تناسبي با جامعه ما دارد؟ آموزه‌هاي آكادميك چند درصد در دنياي حرفه‌اي كاربرد دارد؟ آيا اساساً آموزه‌اي در دنياي آموزشي ما وجود دارد؟ دانشجويان و استادان ما چقدر به حقيقت تئاتر و ساحت دانشگاه‌ِ دنياي امروز‌ِ جامعه ايران، نزديك شده‌اند؟ آيا ما اصلاً معيار و ضابطه‌اي براي كارگرداني، بازيگري، نقد و... داريم؟ انتقال تجربه، دانش ميان نسلهاي ما چگونه صورت مي‌گيرد؟ آيا سه نسل قديم، ميانه و جديد، مي‌توانند در يك گفتمان تئاتري كه بر پايه ديالوگ شكل بگيرد كنار هم بنشينند؟

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 17:29  توسط سيداصغر سعادت  | 



 
 
فريدون ولايي(آذربايجان شرقي) 



نمايشنامه‌نويس، كارگردان
تاريخ تولد: 1351مراغه
تحصيلات: ديپلم ادبيات و علوم انساني

نمايش‌ها:
نگارش، كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”آوازهاي پريشان“؛ مراغه، تالار صوفي؛ 1378
دريافت جايزه اول كارگرداني و نمايشنامه‌نويسي از جشنواره‌هاي تئاتر استاني و رتبه اول نمايشنامه‌نويسي از جشنواره منطقه‌اي كرمانشاه براي نمايش”آوازهاي پريشان“؛ 1378
نگارش، كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”يه سفيد ريز، يه ستاره، يه سلام“؛ مراغه، تالار صوفي؛ 1376
دريافت جايزه اول نمايشنامه‌نويسي و كارگرداني و طراحي صحنه از جشنواره تئاتر استاني سوره براي نمايش”يه سفيد ريز، يه ستاره، يه سلام“؛ 1376
دريافت جايزه رتبه سوم كارگرداني و رتبه دوم نمايشنامه‌نويسي از جشنواره سراسري سوره براي نمايش”يه سفيد ريز، يه ستاره، يه سلام“؛ 1376
نگارش، كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”معركه‌ي آوا“؛ مراغه، تالار صوفي؛ 1377
دريافت جايزه سوم نمايشنامه‌نويسي و دوم كارگرداني و اول طراحي صحنه از جشنواره تئاتر استاني براي نمايش”معركه‌ي آوا“؛ 1377
كارگرداني نمايش”اژدهاك“نوشته”بهرام بيضايي“؛ مراغه، تالار صوفي؛ 1377
نگارش نمايشنامه‌نويس”ققنوس سربي“به كارگرداني”هادي افتخارزاده“؛ مراغه، تالار صوفي؛ 1377
نگارش، كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”يادداشتي ساده از واپسين خنده‌هاي بانو هما“؛ مراغه، تالار صوفي؛ 1379
دريافت جايزه دوم نمايشنامه‌نويسي از جشنواره تئاتر استاني براي نمايش”يادداشتي ساده از واپسين خنده‌هاي بانو هما“؛ 1379
نگارش نمايشنامه‌”نار خو“به كارگرداني”محمدحسين اميني“؛ تبريز، تالار شهيد مدني؛ 1372
نگارش نمايشنامه”سرود عروسكي كه در باد مي‌رقصد“به كارگرداني”محمدحسين اميني“؛ تبريز، تالار شهيد مدني؛ 1373
دريافت جايزه سوم نمايشنامه‌نويسي از جشنواره استاني براي نمايشنامه”سرود عروسكي كه در باد مي‌رقصيد“؛ 1373
نگارش نمايشنامه”غزل“به كارگرداني”جلال قصاب‌لادي“؛ تبريز، تالار شهيد مدني؛ 1374
نگارش نمايشنامه”فهم فراموش“به كارگرداني”كريم شجاعي“؛ تبريز، تالار شهيد مدني؛ 1374
نگارش و كارگرداني نمايش”تبارآتش“؛ مراغه، تالار صوفي؛ 1380
دريافت جايزه اول كارگرداني و جايزه سوم نمايشنامه‌نويسي از جشنواره تئاتر استاني براي نمايش”تبار آتش“؛ 1380
دريافت جايزه دوم كارگراني و جايزه سوم نمايشنامه‌نويسي از جشنواره تئاتر منطقه‌اي اراك براي نمايش”تبار آتش“؛ 1380
نگارش، كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”كشته‌ي مهر“؛ تبريز، تالار اقبال آذر؛ 1381
دريافت جايزه اول كارگرداني،نمايشنامه‌نويسي و طراحي صحنه از جشنواره تئاتر استاني براي نمايش”كشته‌ي مهر“؛ 1381
نگارش،كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”مه را ببر“؛ تبريز، تالار اقبال آذر؛ 1383
دريافت جايزه سوم كارگراني، نمايشنامه‌نويسي و طراحي صحنه از جشنواره تئاتر استاني براي نمايش”مه را ببر“؛ 1382

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385ساعت 17:49  توسط سيداصغر سعادت  |